خرید بک لینک
در بخش انکار هستیم. قدم 1 . به زبان ساده : بیماری اعتیاد را اگر شناخیتد ، بخش انکار آن فضای غبار آلودی است که نمی گذارد بیماری را کامل بشناسیم. تا زمانی هم که از این دیوار انکار رد نشیم جواب بده نیست... یعنی هرچه کردیم ... اگر از انکار رد بشی، مه آلودگی ها از ذهن می آید بیرون و خود راه بگویدت چگونه باید انکار آن بخخش از بیماری ماست که به ما می گگوید بیمار نیستید.وقتی که ما در مرحله انکار هستیم قادر به درک واقعیت بیماریمان نخواهیم بود. مثال های انکار! من معتاد نیستم، تفریحیه من معتاد به مواد نیستم، الکل مصرف می کنم مثال عجیب ! ئه تو موا مصرف میکنی؟ من ده ساله پاکم ... این نوع عجیبی از انکار است. او فقط مواد را گذاشته کنار ولی بقیه بیماری سرجایش است. بعضی وقتها فکر میکنیم حالمان خوب شده است ولی انکار نمی گذارد بفهمیم عمق فاجعه را . تاثیرات بدی گذاشته ولی ما قبول نمی کنیم. دنبال مقصر گشتن... به معنی انکار. دیگران را سرزنش میکنیم. وضعیت من خوبه، مردم داغونن ! این انکاره این جمله که من با بقیه معتاد ها فرق میکنم یعنی انکار. .. اینکه بگی من یه مدت مصرف کردم ولی الان دیگه تمام اثراتش رفته...جلسه میخوام چیکار ؟ در پوسته انکاری...زندگی موقتا روبراه شده ،تایید ها میاد.لپ قرمز شده... قدم یک: قابل قبول شدن، استخدام و پذیرش اجتماعی به معنی بهبودی نیست. موقتی است زیرا هیولای درونت نهف

برچسب: نویسنده: آیلین حیدری تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1396 ساعت: 22:16

آیا اخیرا دلایل موجه ولی غیر واقعی برای رفتارهایم آورده ام؟ آنها چه بوده اند ؟ در تمام زندگیم آورده ام.نه فقط اخیرا .به خودم حق داده ام که مصرف کنم.خودم را راضی کرده ام که مصرف کنم. من زندگی خوبی نداشته ام، من وضعیت روحی و مالی خوبی نداشته ام. من در یک خانواده خوب بزرگ نشده ام.و ... -چرا جلسه نمیای! چون دارم اذیت میشم.خانواده ام روی مخم هستند، اینا یادشون رفته که من توی تیمارستان بستری بودم .اینا منو درک نمیکنن ... اینا همون آدم معتاد و پردردسر رو میخوان.، آدم پاک نمیخان .. دلایل به ظاهر موجه است ولی غیر واقعی است. زیرا دیگران هم همین مسیر را طی کرده اند، همین غر ها را شنیده اند، همین اذیت هارا شده اند ولی درد دلهاشان با راهنما بوده تا زمانی که ان بحران را رده کرده اند. تو دنبال دلیل و بهانه بودی که دوباره مصرف کنی... اینکه خانواده را عاصی کنی که بهت بگن، بیا برو مواد بزن ما بهبودی را میخوایم، اما منکر بهبودی هستن اعمال درسته ولی مغز ( بیماری) کار اشتباه خودشو میکنه جواب حمید : مثلا ظاهرا خدمت به هم نوع و اگر از انکار بیرون بیایم، مشغول فرار از خدمت به خودم و خانواده ام هستم. 2-کار نکردن و مرتب جلسه رفتن... به ظاهر موجه، ولی در اصل فرار از مسئولیت و کار 3-بی قرار و عصبانی به ظاهر ... ولی در انکار .چون میخواهم ترحم و دلسوزی دیگران را به خودم جلب کنم 4-خیلی م

برچسب: نویسنده: آیلین حیدری تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1396 ساعت: 22:16

آیا از روی اجبار به وسوسه ای عمل کرده ام که بعدا وانمود کنم که طبق نقشه و خواست خود (با داشتن حق انتخاب) بدان صورت رفتار نموده ام ؟ آن مواقع کی بوده اند؟ بله.الی ماشاالله ...وقتی وسوسه میاید سراغم، اولش طبق قول های قبلی ام دوست ندارم مصرف کنم و مقاومت میکنم.بعد کم کم توجیه میکنم که اشکال ندارد .به خودم میگویم همین که وسوسه می آید سراغت یعنی تو وضعت خراب است. بعد از اینکه مصرف کردم به خودم میگویم که اشکال ندارد ..خواست خودت بودهو.نیاز داشتی میپرسند پسر تو که عضو فعال جلسات بودی چرا رفتی زدی؟ میگوید من خدارو شکر میکنم که رفتم و زدم.باعث شد واقعیات را بفهمم .باعث شد نگاهم عوض بشه و حقایقی را بفهمم ... وانمود میکند که نقشه قبلی داشته و حق انتخاب داشته در این موضوع...! 1-مثلا به همدردم گفتم سوییچ ماشینت را به من بده تا حالت خوب شود ؟ ظاهرا راهکار است. باطنا وسوسه داشتن ماشین .. 2- به رهجو گفتم موها و ریش و سبیلت را بزن تا غرورت بریزد... اما هدفم نشان دادن زورم روی دیگری بود. ظاهرا راهکار است ولی باطنا وسوسه قدرت و سلطه طلبی برای خودم... 3-وسوسه شدم که با همسر همدردم یا فرزندان او صحبت کنم،در ظاهر برای خدمت ولی باطنا لذت طلبی و زمانی که از من سوال شده چرا گفته ام این طرح و نقشه ای بود برای کمک به او. توجیه... + نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۶ساعت 1:15

برچسب: نویسنده: آیلین حیدری تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1396 ساعت: 22:16

خداوندا گناهان زیادی انجام دادم. سنگینیشان را حس میکنم از فطرت پاکی که داشته ام، بسیار دور شده ام من آدم خوبی نبوده ام. و به اشتباه افتاده بودم دیگران را هم به اشتباه انداختم که من آدم خوبی هستم حقیقت آن است که من یکی از انسانهای پست و حقیر و گنه کار بوده ام همیشه خداوندا با کوله باری از گناه، با پرونده ای سنگین و پر از گناه های مختلف و با هزار بار پرده دری ، با هزاران بار شنیدن صدای تو از درونم و گوش دادن به صدای شیطان و بعد از صدها بار توبه و باز هم انجام گناه ، به سراغ تو آمده ام .. بار دیگر میخواهم توبه کنم. میخواهم آدم خوبی شوم خودت شاهدی که در اوج شهوات و لذت ها به سراغ تو می آیم . خودت گفته ای که هرگز از رحمتت نا امید نباشیم حتی اگر گناهانمان اندازه وسعت دریاها باشد من، این آدم بد، میخواهد آدم خوبی شود، آیا امکان دارد ؟ آیا درهای توبه به روی او باز است ؟ بله که هست ... من از امروز که نوزدهم مرداد 96 است توبه میکنم که نماز بخوانم آدم خوبی باشم همیشه تورا به یاد داشته باشم قران بخوانم و گناه نکنم. قبح گناهان انجام داده که الان در نظرم ریخته شده اند را برگردانم. هر لحه یاری ام ده... در روزهای آینده اولین جنگ من شروع می شود. بدون تو والله شکست میخورم ...یاری ام ده فرار کنم ... یادت باشد در اولین جنگت اگر پیروز شوی، جنگ های بعدی راحت تر پیروز میشوی

برچسب: گناهکاران, نویسنده: آیلین حیدری تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1396 ساعت: 22:16

زندگیم بسیار آشفته شده است. بیماری اعتیاد به شکل سیری ناپذیری در من نمود دارد روی ظاهرم،سلامتی ام و روابطم تاثیر بسیار پیچیده و بدی گذاشته صبح که از خواب بیدار میشوم به خودم لعنت میفرستم که چرا دوباره مصرف کردم و شب دوباره احساس نیاز به مصرف دارم احساس میکنم که هیچ قدرتی در مقابلش ندارم هربار که میگویم امروز روز آخر است ،اتش اعتیاد در درونم شعله ور تر میشود چه باید بکنم ؟ چطور زندگی آشفته ام را آرام کنم ؟ چطور از این فضای شلخته کنونی بیرون بیایم و وارد فضای قوی تری بشوم ؟ آیا بعد از اینکه هزار بار تصمیم به ترک گرفتم ولی بازگشتم ،بعد از آنکه هزار تا قسم و عهد با خدا بستم و شکستم میتوانم باز هم دست یاری به سوی خدا دراز کنم ؟ حتی حرفهای توبه مانند الانم هم دیگر تکراری شده اند ... خدایا ، کاری از من ساخته نیست،خودت جانم را بخر . + نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۶ساعت 3:12&nbsp توسط NA12S |

برچسب: نویسنده: آیلین حیدری تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1396 ساعت: 22:16

صفحه بندی